السيد الخميني

312

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

دست بر نمىدارند ؛ و اگر مطلوب كامل را نتوانستند تحصيل كنند ، از مطلوب ناقص صرف نظر نمىكنند ؛ تو نيز اگر به كمال آن نمىتوانى نائل شوى ، از اصل مقصد و از صرفِ حقيقت آن باز نمان و هر مقدارى ممكن است در تحصيل آن اقدام كن . فصل در نتيجهء استغفار از امورى كه براى شخص تائب لازم است بدان اقدام كند پناه بردن به مقام غفّاريت حق تعالى و تحصيل حالت استغفار است . از حضرت حق - جلّ جلاله - و مقام غفّاريت آن ذات مقدس با زبان قال و حال و سرّ و علن در خلوات ، با عجز و ناله و تضرّع و زارى ، طلب كند كه بر او ستر كند ذنوب و تبعات آن را . البته مقام غفّاريت و ستّاريت ذات مقدس اقتضا مىكند ستر عيوب و غفران تبعات ذنوب را . چون كه صور ملكوتيهء اعمال به منزلهء وليدهء انسان ، بلكه بالاتر از آن ، است ، و حقيقت توبه و صيغهء استغفار به منزلهء لِعان است ؛ حق تعالى به واسطهء غفاريت و سترش آن وليده‌ها را با لعان مستغفر از او منقطع مىفرمايد . و هر يك از موجودات كه اطلاع بر حال انسان پيدا كردند ، چه از ملائكه و كُتّاب صحائف جرائم ، و چه از زمان و مكان و اعضا و جوارح خود او ، آنها را از آن گناه محجوب مىفرمايد ، و همه را انساء مىفرمايد ؛ چنانچه در حديث شريف اشاره به آن شده است كه مىفرمايد : « ينسي ملكيه ما كتابا عليه من الذنوب » . و ممكن است وحى حضرت حق تعالى به اعضا و جوارح و بقاع ارض به كتمان معاصى ، كه در حديث شريف است ، همين انساء آنها باشد ؛ چنانچه ممكن است فرمان به عدم شهادت باشد . و شايد مراد رفع آثار معاصى از اعضا باشد كه به واسطهء آن شهادت تكوينى حاصل آيد ؛ چنانچه اگر توبه نكند ، هر يك از اعضايش ممكن است به لسان قال يا حال شهادت دهند بر كرده‌هاى او در هر حال . چنانچه مقام غفّاريت و ستّاريت حق اقتضا كرده است كه الآن كه در اين عالم هستيم ، اعضاى ما شهادتى بر اعمال ما ندهند ، و زمان و مكان كرده‌هاى ما را مستور دارند ، همين‌طور در عوالم ديگر ، اگر با توبهء